السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

258

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

فريضة است كه در وقت فريضة يوميه بجا اورند واگر كسى ايراد كند باين كه متعلق نذر بايد راجح باشد وبنابر قول كسيكه مانع است نذر منعقد نمىشود بجهت انكه رجحان ندارد جوابش آن است كه نذر منعقد مىشود بسبب انكه نماز من حيث هي راجح است ومرجوحيتش مقيد است بقيدى كه بسبب نذر بر طرف مىشود ولازم نيست در متعلق نذر رجحان قبل از نذر وبا قطع نظر از نذر تا انكه گفته شود در اين مقام رجحان نيست بلكه كفايت مىكند رجحان اگر چه بعد از نذر وبملاحظه نذر باشد ( مسألة 18 ) نافله منقسم مىشود بمرتبه وغير مرتبه ومرتبه همان نوافل يوميه است كه وقت انها ذكر شد وغير مرتبه نيز بدو قسم است يكي ذات السبب است مانند نماز زيارة ونماز استخاره ونمازهاى وارده در أيام وليالي مخصوصة وقسم ديگر غير ذات السبب است وآنرا مبتدئه مىگويند چون اينمطلب معلوم شد پس بدان كه اشكالى نيست در عدم كراهت بجا اوردن مرتبه در أوقات خود اگر چه بعد از نماز عصر يا نماز صبح باشد وهم چنين اشكالى نيست در عدم كراهت قضاء نوافل در هر وقتي از أوقات وهم چنين كراهتى نيست در اتيان نمازهاى ذات سببي در هر وقت كه خواسته باشد واما نوافل مبتدئه كه از براي آن فضل مخصوص وارد نشده بلكه استحباب اتيان بان از جهت روايات است مانند الصلاة خير موضوع وقربان كل تقى ومعراج المؤمن پس جماعتى از فقها ذكر كرده اند كه كراهت دارد شروع در آن در پنج وقت أول بعد از نماز صبح تا طلوع افتاب دوم بعد از نماز عصر است تا غروب افتاب سيم از طلوع افتاب است تا پهن شدن آن چهارم از وقت بالا امدن افتاب است تا زوال پنجم نزد غروب است يعنى كمي پيش از آن واما هر گاه شروع كرد در متبدئه پيش از اين أوقات ودر أثناء داخل يكى از اين أوقات شد كراهتى نيست در تمام كردن نماز ولكن نزد من در ثبوت كراهت مذكورات اشكال است ( فصل سيم ) در احكام ومسائل متعلقه بوقت است ( مسألة 1 ) جايز نيست نماز خواندن پيش از دخوا وقت پس اگر شروع كرد بنماز پيش از وقت باطل است اگر چه جزئي از آن در وقت واقع شود وواجب است در هنگام شروع علم بدخول وقت ومظنه كفايت نمىكند از براي غير صاحبان عذر بلي جايز است اعتماد بر شهادت دو عادل بدخول وقت بنابر أقوى چنانچه جايز است اعتماد بر اذان عادل وقت شناس ودر كفايت شهادت يك عادل اشكال است وهر گاه شخص شروع كرد بنماز بدون يقين بدخول وقت وبدون شهادت دو عادل